واقعه بزرگی به نام انقلاب اسلامی

واقعه بزرگی به نام انقلاب اسلامی

در قرن اخیر واقعه بزرگی به نام ((انقلاب اسلامی)) در ایران اتفاق افتاد که منشأ آثار بسیاری در جهان شد؛ از این رو لازم است به طور عمیق شناخته شود. نگاه به چنین پدیده ای می تواند توصیفی و یا تحلیلی باشد.از طرفی نگاه توصیفی ما را به شناخت عمیق نمی رساند – چنانچه از ابتدای انقلاب تاکنون نرسانده است – و از طرفی این انقلاب در قالب تحلیلهای موجود (یعنی امواج چهارگانه نظریات غربیِ انقلاب) قابل تحلیل نیست. ضمن اینکه عدم شناخت صحیح انقلاب باعث ناکامی هایی در عمل و اختلالاتی در پیشرفت آن شده است.
رهبر انقلاب همواره به شناخت عمیق انقلاب تأکید ویژه داشته اندو کار انجام شده در این زمینه را خیلی خیلی کم توصیف کرده اند و آن را حتی از دانش آموزان هم مطالبه نموده اند. ایشان فرمودند: ما حتی به سراغ فرآیند نظومه سازی از منابع هم نرفته ایم. لازم است یک منظومه فکری تدوین شود که اول و آخری داشته باشد و بتواند به سوالات ما در این زمینه پاسخ دهد. از روحانیت انتظار می رفت که این منظومه فکری را تدوین کنند، اما آنها حتی نظام ارزشی و اخلاق عمومی را هم تدوین نکردند. ما به یک دستگاه تحلیلی روشمند نیاز داریم که تصویر صحیحی از انقلاب به ما بدهد و بتوانیم از آن برای کشف راستای تحولات آینده استفاده کنیم.
وجود این خلا تئوریک در فهم صحیح انقلاب، متفکرین و دلسوزان انقلاب را بر آن داشت که زاویه و ارتفاع نگاهشان به مسئله را عوض کنند و با مراجعه به بیانات رهبر انقلاب آن را از ایستار جدیدی بشناسند. ایستاری که مهم ترین ویژگی اش کلان نگری در مقیاس تاریخ و سنتهای آن است. این تغییر ایستار باعث کشف ((نهضت انتظار)) شد.
((نهضت انتظار)) نامی برای یک حرکت اجتماعی در طول تاریخ است که به منظور حاکمیت دین حق، توسط سلسله متصل رهبران الهی مدیریت می شود و با برنامه ریزی به سوی اهداف عینی خود پیش می رود. گزاره هایی که حول توصیف و تبیین این موضوع مطرح می شوند، بیشتر از سنخ فلسفه تاریخ یا فلسفه دین هستند و شاید نظریه ای جدید در حیطه این علوم به حساب بیایند و فصل جدید را در علم انقلاب شناسی بگشایند. پس شناخت ((نهضت انتظار)) – جدای از ارزش مستقل خود – بستری برای فهم عمیق انقلاب به حساب می آید. در واقع اگر با نگاهی در مقیاس تاریخ به انقلاب بنگریم، خواهیم دید که انقلاب بخشی از نهضت تاریخی انتظار است و این ضرورت توجه به آن را می رساند.
رهبری با این نگاه انقلاب را می بینند لذا می فرمایند : انقلاب فقط یک جابجایی ساده قدرت نبود بلکه تحولی عظیم در متن جامعه بود که به تدریج در این منطقه از دنیا توسعه پیدا می کند. بافت این تحول معنوی و روحی است. انقلاب برای ایجاد یک واقعیت مردمی بر اساس تفکر مردم سالاری اتفاق افتاد. انقلاب بخشی از حرکت عمومی بشر برای رسیدن به عروج جمعی است. منتهای این حرکت فطرتا برای همه معلوم است. این حرکت تاریخی تاکنون مثل حرکت در کوره راه ها بوده و مقدمه ای برای ورود به اتوبان ظهور می باشد.انقلاب فصل جدیدی در تاریخ بشریت گشود و نظم جدیدی منطبق با فطرت به جهان عرضه کرد که هیچ فرد یا اجتماعی نمی تواند خود را از تاثیرات آن برکنار بدارد. انقلاب مولودی جدید با خلقتی تکامل یافته و بهره مند از شاکله ایمانی است که در این برهه از تاریخ مثل الماس می درخشد. انقلاب یک موجود زنده است.
نتیجه عملی این شناخت فهمیدن نقش ملت انقلابی، در این حرکت است. این حرکت عمومی بشر – چه بخواهیم چه نخواهیم، چه بدانیم چه ندانیم – همواره به غایت خود نزدیک می شود. اگر ملتی با محاسبه درست و برای نصرت دین خدا جهاد فی سبیل الله کرد، قطعا وظیفه خود را برای مقدمه سازی برای ظهور انجام داده است. در واقع نقش انسانها در این حرکت جبری تاریخ، تغییر سرعت و تعجیل در فرج است.
این نگاه عمیق، برآمده از توجه به مقام خلیفه اللهی انسان و مباحث حرکت عمومی در فلسفه صدرایی و … است. از جمله مطالبات رهبری، ترویج و زنده کردن این نگاه در سطح فکار عمومی است تا مسائل کوچک، مردم را مشغول نکند و نیز ریزش ها کمتر شود و انقلاب سوم برای دولت سازی رقم بخورد. این نگاه جزئی از بصیرت به حساب می آید.

انتخاب دسته بندی:

ارسال نظر