قانون تکوینی تسلط مومنین، راز وقوع و ماندگاری انقلاب اسلامی

بهمن غنی زاده

  • لن یجعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا (نساء، ۱۴۱)؛
  • النبی اولی بالمومنین من انفسهم؛ (احزاب، ۶)؛
  • اطیعوا الله و الرسول لعلکم ترحمون (آل عمران، ۱۳۲)
  • یا ایها الذین امنوا اطیعوا الله و الرسول و اولی الامر منکم (نساء، ۵۹)
  • و ما کان لمومن و لا مؤمنه اذا قضی الله و رسوله امراً ان یکون لهم الخیره (احزاب، ۳۶)
  • فالراغب عنکم مارق و المقصر فی حقکم زاهق من خالفکم فالنار مثواه و من جحدکم کافر و من حاربکم مشرک و من رد علیکم فی اسفل درک من الجحیم و علی من جحد ولایتکم غضب الرحمن هلک من عاداکم و خاب من جحدکم و ضل من فارقکم (فرازی از زیارت جامعه کبیره)
  • فَأمّا مَن کانَ مِن الفُقَهاءِ صائنا لنفسِهِ حافِظا لِدینِهِ مُخالِفا على هَواهُ مُطِیعا لأمرِ مَولاهُ فلِلعَوامِّ أن یُقَلِّدُوهُ (امام حسن عسکری علیه السلام)
  • وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ (قصص، ۵)

 

در دایره عمومی انسان­ها، کافر بر مومن هیچ گونه تسلطی ندارد. خداوند هیچ گونه راه تسلطی را بر کافر جعل نکرده است. در دایره مومنین نیز خداوند برخی را مسلط و ولی دیگران قرار داده و دستورات شدیدی را به اطلاعت از آنان داده است. به گونه ای که ولایت اصل ایمان معرفی شده و عدم اطاعت از ولایت منجر به عذاب الهی است هرچند با اعمال نیک بسیاری همراه باشد. خداوند چنین جعل کرده است که عده­ی قلیلی باید بر دیگران ولایت داشته باشند. البته این جعل از رحمت الهی سرچشمه می گیرد؛ چرا که در پی هدایت و محبت به بندگان خویش است.

ایمان و کفر شبیه به دو کفه ترازو هستند که با افزایش یکی کاهش دیگری حاصل می شود؛ به گونه­ای اگر ایمان از حدی کمتر شود، دیگر لفظ کافر بر وی اطلاق خواهدشد.

با افزایش ایمان، روح انسان متعالی تر شده و هر چه بیشتر، روح انسان رشد کند، تسلط و غلبه تکوینی وی بر سایرین اسفل از خود بیشتر خواهدبود و تکوینا هیچ موقع، شخص با علو روحی پایین با شخص دارای علو روحی بالاتر نخواهدتوانست تسلط، غلبه­ و اشرافی داشته باشد و همواره بدون اختیار و بدون مد نظرقرار گرفتن مقام و شان و سایر خصوصیات، خود را کوچکتر و در ذیل او خواهد یافت. نمونه­هایی از این حالت­ها را می­توان در مواجهه برخی افراد با معصومین علیهم السلام یافت. با توجه به آیه­ی «یا ایها الذین امنوا، امنوا»، می توان گفت که میزان انتفای سبیل و تسلط کافرین بر مومنان بستگی به ایمان دارد و هرچه ایمان بیشتر شود، میزان انتفا نیز بیشتر خواهدشد و در معصومین علیهم السلام به اوج می­رسد.

نهضت دیرین انتظار باید به نتیجه می انجامید و انقلاب اسلامی نیز تکویناً می بایست واقع می شد چرا که باید غلبه با حضرت بقیه الله باشد تکویناً.

با همین تکیه­گاه و نگاه تکوینی بود که امام با قاطعیت می فرمود که آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند و از این­رو بود که در جنگ ۸ ساله مجاهدین مغلوب نشدند و بدین جهت است که حضرت آقا با قاطعیت تمام به آینده خوشبین و دشمنان انقلاب را شکست خورده می­دانند. چرا که صاحب اصلی انقلاب حضرت بقیه الله است. «لا تهنوا و لا تحزنوا انتم الاعلون» و «لا خوف علیهم و لا هم یحزنون» نیز برخواسته از همین جعل قانون تسلط تکوینی می­باشد.

البته گاها ممکن است معصوم علیه السلام یا شخص والامقامی ظاهرا شکست بخورد ولی تکویناً این شکست ظاهری و اعتباری است و نه حقیقی. لذاست که عاشورا همچنان موجب نابودی یزیدیان است.

با مد نظر قرار دادن مطالب فوق، اهمیت و جایگاه این مطالب حضرت آقا که می فرمایند: «اولین و مهم ترین کاری که پیش روی ماست  تحول روحی و معنوی انسان هاست» و «اگر چنانچه از سیم خاردار می خواهی رد بشوی اول باید از سیم خاردار نفست عبور کنی. وقتی گرفتار خودمان هستیم، نمی­توانیم کاری انجام دهیم»، روشن­تر می­شود.

راز ماندگاری انقلاب اسلامی هم همان علو روحی ولایت است که بدون آن کشور در معرض چالش جدی خواهدبود. مقابله اصلی دشمنان نیز با فرهنگ اسلامی است تا بتواند با استفاده از گسترش گناه و در نتیجه افول روحی، بتواند اثرات آن قانون تکوینی را کنار گذاشته و خود را بر مسلمین مسلط کند.

 

ارسال نظر